نقوش اسلیمی به عنوان یکی از مهم ترین نقش مایه های هنرهای تزیینی ایران در دوره اسلامی به شمار می روند. اسلیمی در زبان فارسی معادل واژه اروپایی آرابسک (arabesque) یا عربانه به کار می رود، نامی که محققان غرب به انواع تزیینات گیاهی موجود در آثار و طرح های دوره اسلامی اطلاق نموده اند؛ از این رو، در تعریف اسلیمی و ریشه های آن نقطه نظرات و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. رویین پاکباز واژه اسلیمی را چنین تعریف می کند: اسلیمی (عربانه) اصطلاحی است که به طور عام در مورد نقوش گیاهی درهم بافته یا طوماری به کار می رود، و به خصوص یکی از نقش مایه های شاخص در هنر اسلامی است... هنرمند مسلمان آنها را برای ابراز قدرت تخیل و ابداع خود مناسب یافت و بدان ها تنوع بخشید. تنها قاعده مهمی که او رعایت می کرد، تقابل شاخ و برگ ها و تداوم ساقه بود. اسلیمی در دست هنرمند مسلمان طرحی ساده و پیچیده، ولی همواره متفارن یافت، و غالباً صورت انتزاعی و نمودار گونه پیدا کرد. (24) و نیز در فرهنگ مصور هنرهای تجسمی، تعریف این واژه چنین بیان شده است: واژه اسلیمی در زبان های مغرب زمین مشتمل است بر انواع نگاره های گیاهی- تاکی- نخلی- کنگری- با ساقه و برگ و گاهی گل درهم تابیده، خطوط گردان و متوازی و متقارن که به طور مکرر با هم متقاطع یا در پی یکدیگر دوان شده اند و نیز شکل های هندسی راست خط و گروه بندی های زاویه دار، و سرانجام آن همه آمیخته به تصاویر پرندگان و جانوران و آدمیان نقش پردازی شده. حال اینکه در فارسی عناصر و اجزای این نگاره ها از یکدیگر متمایز شده و نام های جداگانه ای یافته اند که همه در زبان های اروپایی نیامده اند چون اسلیمی طوماری، خرطوم فیلی، ماری، دهان اژدری، و ختایی و ختایی اسلیمی، و چنگ و گره و بوته جغه و جز آن.   بدین ترتیب می توان گفت: اسلیمی نوعی آذین سنتی گیاهی است متشکل از مارپیچ ها، امواج و پیچش های چکیده نگاری شده (استیلیزه) و عناصر انتزاعی برگی شکل که به صورت طوماری در اطراف نقوش خمیده قرار گرفته اند.