مینا چیست؟

مينا کاري‌ هنر درخشان آتش‌ و خاک است‌، با رنگهاي پخته و درخشان که‌ سابقه آن به‌ 1500‌سال پيش از ميلاد ميرسد.‌ آقاي علينقي وزيري در کتاب تاريخ‌ عمومي‌ هنرهاي مصور قبل از تاريخ‌ تا اسلام مينويسد:‌از جمله هنرهاي دستي ايرانيان در گذشته هاي دور تزئين و کنده کاري‌ روي‌ فلزات است‌.‌ظروف‌ فلزي بدست‌ آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که‌ مهمترين‌ آنها عبارتست از: طلا،‌نقره، مس‌، برنز، برنج‌، آهن‌، فولاد، سرب، آلومينيوم و کرم.‌ اين‌ فلزات براي زينت آلات و ظروف‌ گوناگون بکار ميرفته زيرا که‌ امکان ساختن ابزار لازم‌ در ‌يک ورق‌ فلز چندان مشکل و ناممکن نبوده‌ از جمله موارد فلز کاري‌ ميتوان از ترصيع يعني به‌ ‌جا نشاندن قط‌عات کوچک‌ فلزهاي مختلف روي‌ سط‌ح‌ فلزي از نوع جنس ديگر و ايجاد تناسب‌‌ميان قط‌عات با در نظ‌ر گرفتن رنگ‌ و اشکال هندسي‌ آنها و ايجاد شکل يا نقش وسيله آنها و‌مينا کاري‌ نام برد. بررسي‌ هايي‌ که‌ در مورد مينا سازي‌ شده نشان ميدهد ميناهايي‌ که‌ بنام‌ بيزانس‌ مشهور است‌ از مينا سازي‌ ايراني‌ اقتباس شده است‌.‌ قديميترين‌ نمونه‌هاي مينا کاري‌ موجود مويد اين‌ ادعاست‌ که‌ مينا کاري‌ نيز مانند بسياري‌ از‌هنرهاي ديگر براي اولين بار در ايران پيدا شده و از ايران به‌ ساير کشورها راه يافته است‌.‌ در دوران مغول سبک جديدي در فلز سازي‌ و مينا کاري‌ ايران بوجود آمد. اشکال و تصاويري‌که قيافه‌ و لباس اعضاي دربار ايران را داشتند، جاي اشکال و تصاوير عربي‌ دوره‌ قبل را‌گرفتند و بويژه ترصيع فلز در عصر تيموري‌ به‌ منتهي درجه‌ شرقي‌ خود رسيد. در زمان صفويه‌ زمينه ي هنر مينا کاري‌ و فلز کاري‌ تغيير يافت‌ ظروف‌ نقره در اين‌ دوره‌‌نقوش ميناتور از قبيل مجالس‌ بزم در دربار و يا مجالس‌ شکار، يا اسب‌ سواري‌ مزين‌ گشت و ‌هنر مينا سازي‌ از نقشهاي اسليمي و گل‌ تغذيه‌ کرد و رنگ‌ قرمز مورد مصرف بيشتري‌داشت‌ و شهر اصفهان يکي از مراکز عمده مينا کاري‌ بحساب مي‌آمد که‌ هنوز هم‌ تنها مرکز‌اين‌ هنر محسوب ميشود.

نحوه توليد‌

 هنر مينا کاري‌ را ميتوان يکي از اختراعات خلاقه‌ بشر دانست زيرا اين‌ هنر شامل‌ فعل و‌انفعالهاي پيچيده ايست که‌ بهم ربط‌ داده‌ ميشوند از يک‌ سو عوامل‌ ساده‌اي از قبيل‌سيليکوم و مينيوم و پتاسيم و از سوي ديگر سبک قيمتي که‌ ترکيب آنها مينا را بوجود‌ميآورد.‌ از اين‌ رو اين‌ يک‌ هنر آزمايشگاهي‌ است‌ و در حقيقت ماده‌ ايست که‌ از ترکيب اکسيدهاي‌فلزات که‌ براثر حرارت‌ رنگهاي مورد نظ‌ر را بدست‌ ميدهد در اختلاط با تعدادي‌ نمک ثابت‌‌بدست‌ مي‌آيد و رنگها با درجه‌ حرارت‌ و طول زمان حرارت‌ ارتباط زياد پيدا ميکنند.‌ بنابراين‌ براي دسترسي‌ به‌ اين‌ پديده هنري زيبا بايد آتش‌ و حرارت‌ بدقت‌ مراقبت و مهار‌شود. مينا که‌ طبعا شفاف است‌ شفافيت بيشتر خود را از اکسيد قلع بدست‌ مي‌آورد و‌ترکيبات آن از زمانهاي قديم‌ تا به‌ امروز ثابت‌ و بدون‌ تغيير مانده است‌.‌ روي‌ اشيا طلايي‌ و نقره اي هم‌ ميتوان مينا کاري‌ کرد ولي‌ اساسا مينا کاري‌ بر روي‌ مس‌ انجام‌ميشود. تا فراهم‌ آمدن مينا چند مرحله بايد طي شود باين‌ ترتيب که‌ ابتدا آن چيزي را که‌‌مي خواهند مينا کاري‌ کنند به هر شکل و هر اندازه‌ بايد به وسيله مسگر متخصص به‌ شکل لازم‌‌در آيد و پس‌ از آن که‌ ساخته شد استاد مينا کار به‌ آن لعاب سفيد رنگ‌ ميدهد. معمولا سه‌ ‌الي‌ چهار بار لعاب داده‌ ميشود و در هر بار شيئي به‌ کوره‌ ميرود و حدود 700 درجه‌ حرارت‌‌مي بيند تا رنگ‌ لعاب ثابت‌ شود بعد روي‌ آن به‌ رنگهاي گوناگون نقاشي‌ مي شود سپس شيئي‌باز به‌ کوره‌ مي رود و حدود 400 تا 500 درجه‌ حرارت‌ مي بيند تا رنگها بصورت‌ مط‌لوب در آيد‌در گذشته که‌ مينا کاري‌ رواج اندک داشته رنگهايي‌ که‌ بکار ميرفته مانند رنگهايي‌ که‌ در‌ صنعت قلمکار بکار برده‌ ميشود گياهي‌ يا معدني‌ بوده‌ است‌.

مطالعه نقوش و تزیینات اشیای فلزی به جا مانده از دوران های مختلف هنر اسلامی مبین طیف گسترده ای از موض

مطالعه نقوش و تزیینات اشیای فلزی به جا مانده از دوران های مختلف هنر اسلامیمبین طیف گسترده ای از موضوعات تزیینی است که می توان آنها را در گروه های زیر دسته بندی نمود:

نقوش اسلیمی (گیاهی)
نقوش هندسی
نقوش کتیبه ای (خوشنویسی) نقوش پیکره ای (تصاویر انسانی وجانوری) نقوش نمادین (منطقه البروج و نمادهای کیهانی) نقوش مرکب

نقوش اسلیمی:

نقوش اسلیمی به عنوان یکی از مهم ترین نقش مایه های هنرهای تزیینی ایران در دوره اسلامی به شمار می روند. اسلیمی در زبان فارسی معادل واژه اروپایی آرابسک (arabesque) یا عربانه به کار می رود، نامی که محققان غرب به انواع تزیینات گیاهی موجود در آثار و طرح های دوره اسلامی اطلاق نموده اند؛ از این رو، در تعریف اسلیمی و ریشه های آن نقطه نظرات و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. رویین پاکباز واژه اسلیمی را چنین تعریف می کند: اسلیمی (عربانه) اصطلاحی است که به طور عام در مورد نقوش گیاهی درهم بافته یا طوماری به کار می رود، و به خصوص یکی از نقش مایه های شاخص در هنر اسلامی است... هنرمند مسلمان آنها را برای ابراز قدرت تخیل و ابداع خود مناسب یافت و بدان ها تنوع بخشید. تنها قاعده مهمی که او رعایت می کرد، تقابل شاخ و برگ ها و تداوم ساقه بود. اسلیمی در دست هنرمند مسلمان طرحی ساده و پیچیده، ولی همواره متفارن یافت، و غالباً صورت انتزاعی و نمودار گونه پیدا کرد. (24) و نیز در فرهنگ مصور هنرهای تجسمی، تعریف این واژه چنین بیان شده است: واژه اسلیمی در زبان های مغرب زمین مشتمل است بر انواع نگاره های گیاهی- تاکی- نخلی- کنگری- با ساقه و برگ و گاهی گل درهم تابیده، خطوط گردان و متوازی و متقارن که به طور مکرر با هم متقاطع یا در پی یکدیگر دوان شده اند و نیز شکل های هندسی راست خط و گروه بندی های زاویه دار، و سرانجام آن همه آمیخته به تصاویر پرندگان و جانوران و آدمیان نقش پردازی شده. حال اینکه در فارسی عناصر و اجزای این نگاره ها از یکدیگر متمایز شده و نام های جداگانه ای یافته اند که همه در زبان های اروپایی نیامده اند چون اسلیمی طوماری، خرطوم فیلی، ماری، دهان اژدری، و ختایی و ختایی اسلیمی، و چنگ و گره و بوته جغه و جز آن.   بدین ترتیب می توان گفت: اسلیمی نوعی آذین سنتی گیاهی است متشکل از مارپیچ ها، امواج و پیچش های چکیده نگاری شده (استیلیزه) و عناصر انتزاعی برگی شکل که به صورت طوماری در اطراف نقوش خمیده قرار گرفته اند.

نقوش هندسی:

در هنر اسلامی هندسه مهم ترین ابزاری است که توسط هنرمند مسلمان در جهت خلق و آفرینش فضای قدسی و بیان حضور همیشگی خداوند به کار گرفته شده است. بورکهارت در پیشگفتار کتاب نقش های هندسی در هنر اسلامی (نوشته السعید و پارمان) هندسه مقدس هنر اسلامی را به مفهوم توحید مرتبط دانسته است: اساس این هندسه دایره و تصویر یک کل نامحدود است که چون به تساوی تقسیم گردد، به چند ضلعی های منتظمی بدل می شود. آن چند ضلعی ها هم ممکن است خود به چند ضلعی های ستاره گون تبدیل، و پیوسته در تناسبات کاملاً هماهنگی گسترده شوند... از دیدگاه اسلامی این شیوه به دست آوردن همه تناسبات مهم از تقسیم کردن دایره به کمان های برابر چیزی جز روش نمادین برای بیان توحید نیست، که همانا عقیده ماوراالطبیعی وحدانیت الهی است که مبدأ و معاد جمله کثرات است. پس اینکه هنرمندان مسلمان همه انتظام های هندسی مربوط به تقسیم منظم دایره را کشف کرده اند، عجیب نیست.
بدین ترتیب اصول و تناسبات هندسه چه در خلق نقوش هندسی که خود به صور مختلف در تزیین اشیا به کار رفته اند و چه در خلق ساختارهای زیربنایی و پایه های که محمل طرح های پیچیده اسلیمی و سایر نقوش انتزاعی می باشند، از یک نقش اساسی در آفرینش فضای بی همتای تزیینی برخوردارند. هنرمندان یا پیشه وران اسلامی که به کار تزیینات هندسی می پرداختند... دایره ای را که اساس کار خویش قرار می دادند و بر آن مبنا تزیینات خود را می نگاشتند، محو می کردند. این دایره مجازی انگاشته شده و نهانی باعث می شود خطوط راست چون شعله دوایری نامریی جلوه کنند و از آن جهان بلورها و تکه های برف و جهان پر لذت دور دست پر ستاره نمایان گردد.(28) از این رو از دیدگاه یک هنرمند مسلمان یا هنرمندی در جهان اسلام، یا پیشه وری که بر آن بود تا سطحی را تزیین کند، پیچاپیچی هندسی بی گمان عقلانی ترین راه شمرده می شد. 

نقوش کتیبه ای:

خوشنویسی و خطاطی به عنوان یکی از مهم ترین و ویژه ترین عناصر تزیینی دارای مقامی بس بلند در خلق رویه ای زیبا و باشکوه بر سطوح بناها و اشیای دوره اسلامی است. خوشنویسی والاترین هنر اسلامی به شمار می آید، زیرا وسیله ای برای تجسم کلام وحی است، و به هنرهای دیگر صورت و معنای زیبا می بخشد. (30) هنرمندان مسلمان دستخط عربی را که پیام آور وحی است به عنوان ابزاری توانمند به کار گرفته و با خلاقیتی بی بدیل به یکی از مهم ترین نمادهای بصری مبدل ساختند. دستخط عربی، به ویژه خط کوفی، به دلیل سادگی اجزای هر حرف که طبیعت آن را تشکیل می دهد، از کاربرد مناسبی در تزیین رویه اشیا برخوردار است، به ویژه اینکه به آسانی قابل ترکیب با سایر نقوش از جمله شکوفه ها و طومارهای اسلیمی نیز می باشد.
دلنشینی خط عربی وابسته است به شیوه ای که در آن خطاها به گونه ای آشکار با روانی کلی ترکیب می شوند و ادامه می یابند... عربی در سطر افقی از راست به چپ نوشته می شود که راست همانا پهنه کار و کوشش باشد و چپ جای دل و بدین گونه سیری است از بیرون به درون. سطرهای پی در پی متن را می توان با پودهای یک تکه پارچه همانند دانست... (چرا) در بافندگی دوران های کهن تارها عمود بودند و پودها افقی. آنها را با حرکت مرتب دوک به چپ و راست احاطه کرده و ثابت نگاه می داشتند و بدین گونه گذشت روزها و ماه ها و سال ها به یاد می آید که ثبات تارها را می توان با سکون محور قطبی زمین همانند گرفت... در نویسندگی هم مانند بافندگی حرکت افقی و موجی همانند گردیدن و شدن و تکوین است که بر خط های تصوری عمودی که همانا بعد وجودی یا جوهر ثابت حیاتند نگاشته می شود... پس خط های عمودی پنداری جوهر هستی را استوار نگاه می دارند و خط های افقی مایه کثرت می شوند.(31)
ایرانیان نیز با ابداع شیوه ای زیبا و پر انحنا به نگاشتن زبان فارسی با دست خط عربی می پرداختند، به گونه ای که در این زمینه گوی پیشی را ربوده و در به کار بردن خط کوفی و سایر خطوط کمال استادی را داشته اند و آنها را با بهترین و زیباترین شکلی نوشته اند و وضع تزیینی بسیار زیبایی به آنها داده اند. (32) کتیبه نویسی کوفی از سبک های مختلفی برخوردار است که انواع آن عبارتند از:
کوفی ساده (Simple Kufic)،
کوفی بنایی(Angular Kufic)،
کوفی موشح(Plaited Kufic)،
کوفی معقد (Knotted Jufic)،
کوفی مشبک(Interlaced Jufic)،
کوفی معشق (Interwined Kufic)،
کوفی مصور(Animated Kufic)،
کوفی مورق (Foliated Kufic)،
کوفی گلدار(Floriated Kufic)
بدین ترتیب، تحول کتیبه نگارانه خط کوفی- چه به صورت مجزا و چه در ترکیب با اسلیمی ها- که در ابتدا از نوعی کاربرد اطلاع رسانی برخوردار بود، به حدی رسید که موجب شد این نقش مایه ها صرفاً به نقوش تزیینی مبدل گردند.

نقوش پیکره ای:

 

کاربرد انتزاعی نقوش پیکره ای (انسانی و جانوری) در هنرهای تزئینی ایران از یک پیشینه تاریخی برخوردار است. هنرمندان ایرانی از عهد باستان به ترسیم پیکره انسان و تصاویر حیوانات به صورت چکیده نگاری و ساده شده (استیلیزه) و بدون ذکر جزییات می پرداختند. نقوش مهمی در هنر تزیینی ایران ایفا می کنند. این نقوش هم به عنوان موضوع اصلی و هم به عنوان بخشی از زمینه به کار می رفتند. حیوانات ترسیم شده عبارت بودند از شیرها، پلنگ ها، بزهای کوهی و آهوان، عقاب ها و پرندگان آبی درازپا. (33) اما یکی از مهم ترین نقوش مورد علاقه هنرمندان ساسانی به تصویر کشیدن صحنه های شکار بود که در آنها از نقوش حیوانات به ویژه پرندگان نیز به کرات استفاده می شد.
گروه دیگری از نقوش جانوری مربوط می شد به نقوش جانوران خیالی چون اژدها، ابوالهول، شیردال، عفریته پرنده وش (Harpy) یا موجود افسانه ای عفریت صفت با چهره و تنه زن، و دم و پا و چنگال پرنده (34) و ققنوس (Pheonix) یا مرغ افسانه ای بسیار زیبا که در پایان عمری چند صد ساله خود را می سوخت و از خاکستر جسدش دوباره مرغی جوان تولد می یافت. (35) سیمرغ یا سین مرو (Senmurv) از دیگر موجودات تزیینی و در امتداد سنت ساسانی اما به گونه ای انتزاعی و ساده شده در دوره اسلامی کاربرد می یابد. این موجود که ترکیبی است از پرنده و سگ یا شیر، به صور مختلف و در طرح های گوناگون بر روی ظروف فلزی به ویژه در اوایل دوره اسلامی نقش بسته است. (شکل 1)
شکل1- سینی نقره و بخشی ازآن طلاکوب؛ سیمرغ و گل محصور در نقوش هندسی؛ قرن سوم و چهارم هجری. قطر 36 سانتی متر موزه هنرهای اسلامی برلین (دالم).
از جمله موجودات افسانه ای که در متون زردشتی آمده است، پرنده ای افسانه ای به نام سئین (سیمرغ) است؛ یک باز بزرگ که اهمیتی ویژه دارد . او بر فراز درخت همه تخمه لانه دارد، و با بر هم زدن بال های خود بذرها را می پراکند. سپس این بذرها به وسیله باران و باد، در سراسر زمین توزیع می شوند. (36)
مطالعه تصویر انسانی به کار رفته بر رویه اشیای فلزی مبین این امر است که بیشتر تصایور انسانی که در تزیینات فنی ایرانی به کار رفته است، جنبه ای از حیات درباری را نشان می دهد. مثلاً گاهی تصویر امیر یا سلطان یا شاهزاده ای است که بر تخت نشسته و عده ای از درباریان و خواص و ندیمان از قبیل سازنده و نوازنده و پهلوانان دور او را گرفته اند و خود جامی در دست دارد و مهیای نوشیدن آن است یا همان امیر را خاصگان خود در شکار یا در میدان جنگ یا در چوگان بازی و غیره کشیده اند.

نقوش نمادین:

از دیگر نقوش متداول در دوره اسلامی، نقوش نمادین با مضامین کیهانی است که مهم ترین آنها علائم منطقه البروج (Zodiac) یا صورت فلکی دوازده گانه می باشند. هر یک از این علائم نقوش دایره ای از آسمان (است) که به 12 بخش هر یک 30 درجه تقسیم، و در هر بخش یکی از صور فلکی- گروه ستارگانی کم می نموده اند- مشخص شده است، که برج نامیده می شود. (38) بروج دوازده گانه از پایین و در جهت گردش عقربه های ساعت عبارتند از:
شکل 2- سینی، آب نقره کاری شده، بزم شاهانه، نقش برجسته به سبک ساسانی، طبرستان، قرن هفتم و هشتم میلادی. قطر 7 /19 سانتی متر. موزه بریتانیا، لندن (British Museum)
علائم منطقه البروج (39)
1- برج حمل: نخستین برج از بروج دوازده گانه به صورت (قوچی) حالت نیم خیز
2- برج ثور: نقش گاوی ایستاده
3- برج جوزا: پیکره انسانی با دو سر در حالت نشسته چهار زانو
4- برج سرطان: تصویر خرچنگ
5- برج اسد: طرح شیری با خورشیدی نیمه پیدا بر پشت
6- برج سنبله: طرح فردی نشسته، همراه با خوشه های گندم و قسمت دیگر آن، نیمی از صورتی با تداعی خورشید
7- برج میزان: به صورت فردی نشسته با ترازویی در بالای سر
8- برج عقرب: دو عقرب به صورت سر و ته
9- برج قوس: ترکیبی از بالا تنه آدمی کمان به دست با نیمی از بدن حیوان چهار پا و دمی به صورت سر اژدها
10- برج جدی: نقش برغاله با دو پا در حالت نیم خیز
11- برج دلو: فردی نشسته، با طنابی در دست در حال کشیدن سطل آبی از چاه
12- برج حوت: دو ماهی به صورت سر و ته و متصل به یکدیگر از ناحیه دم
نمادهای به کار رفته به عنوان بروج یا صور فلکی به شکل حیوان (شیر و گاو نر و ماهی) یا انسان می باشند و به دلیل همین جذابیت، مورد استفاده هنرمندان در تزیین اشیای سفالی و فلزی قرار گرفته اند. هدف هنرمندان از کاربرد این نقوش علاوه بر زیبا نمودن اشیای کاربردی، به ارمغان آوردن پخت و اقبال نیکو برای صاحب آن شی بوده است.
نقش خورشید نیز از نقوش نمادین بسیار متداول در هنر فلزکاری به شمار می رود که به صورت انتزاعی یا در شکل نشسته بر رویه اشیا نقش می بندد. به نظر می رسد نقوش خورشید یا ترنج های شمسه ای شکل که غالباً با نقوش اسلیمی تزیین می شوند، دارای معانی متعددی بوده و اغلب نماد وحدت مرکزی خداوند یا نور ملکوتی حضرت حق می باشند.

نقوش مرکب:

در دوران رشد و شکوفایی فنون و روش های فلزکاری علاوه بر تحول ایجاد شده در زمینه مواد و روش ها، شاهد هر چه پیچیده تر شدن نقش مایه های تزیینی می باشیم. در میان نقوش ترکیب یافته، متداول ترین و متحول ترین گروه شامل نگاره هایی است که از ترکیب انواع طرح های اسلیمی پیچک چنگ، طرح گلدار و گیاه سان با اندازه نقوش چون کتیبه ها، نقوش هندسی ساده و درهم آمیخته، نقوش تصویری حیوانی و انسانی پدید می آیند. این ترکیب به دو صورت قابل نمایش است:
- حالت اول شامل نگاره هایی است که به صورت اسلیمی با چکیده نگاری قوی طراحی شده اند. در این حالت تنها نقوش اسلیمی تغییر شکل می یابند.
- حالت دوم به گونه ای است که یا نقوش با طرح اسلیمی ترکیب می شوند یا نقش اسلیمی به عنوان زمینه کار مطرح می گردد. (41)
یکی از مهم ترین نقوش مرکب خط کوفی با نقوش اسلیمی و گیاهی پدید می آیند. در حقیقت، انواع خطوط کوفی چون مورق (برگدار)، کوفی مزهر (گلدار)، کوفی هندسی و خط تصویری در عین برخورداری از شاخصه قوی خوشنویسی، به گروه نقوش مرکب تعلق دارند. کوفی مورق صورتی است که در آن غنچه های اسلیمی از حروف رشد کرده یا از لبه بالایی نوار نوشته شده ایجاد می گردد. تزیینات انتهای حروف که شامل یک یا دو برگ اسلیمی به شکل متقارن است، گاه حالت دو شاخه می یابد. (42)
رشد و تحول عناصر تزیینی استمرار می یابد تا خط کوفی گلدار ایجاد می گردد. در کوفی گلدار علاوه بر تزیینات پیشین، پیچ ها و طومارهای اسلیمی به نقش اضافه می شوند. در متحول ترین اشکال این تزیین، فضاهای خالی مابین حروف توسط حلقه ها و طومارهای اسلیمی پر شده در حالی که به صورت پیوسته به یگدیگر از پایان حروف رشد می کنند، در این حالت محورها و نوارهای افقی خط به یکدیگر بافته شده و با برگدار شدن حروف نقوش به صورت حلقه ها و طومارهای گلدار شکوفا می گردند... کوفی گلدار یکی از جذاب ترین و تزیینی ترین نوع خط عربی و کتیبه نگاری به شمار می رود. (43)
نمونه دیگری از نقوش مرکب شامل نقش مایه ها و الگوهای هندسی در ترکیب با نقوش اسلیمی می باشند. در این حالت حروف به صورت اشکال هندسی طراحی شده و خطوط کوفی موشح، مشبک و بنایی را پدید می آورد. در حالت پیچیده تر عناصر جدید هندسی به صورت بافته، گره خورده و درهم تابیده در محور عمودی بعضی از حروف ظاهر می گردند. در اینجا انتهای آزاد بعضی از حروف با برگ های اسلیمی تزیین می گردند.
خط تصویری نوع دیگری از نقوش مرکبی است که از ترکیب خط با صور جانوری یا انسانی ایجاد می شود. در این نوع تزیین کل حروف یا بخشی از آن دارای حالت انسانی یا حیوانی است. از این رو گونه های مختلفی از نقوش ترکیبی شکل می گیرند:
- در حالت اول، کل حرف تبدیل به پرنده شده یا انتهای نوارها و خطوط عمودی حروف به صورت سر پرنده ظاهر می گردد،
- در حالت دوم، سرهای انسانی به عناصر بالایی حروف متصل می شوند.
- در حالت سوم، سرهای موجودات خیالی و نیز سرهای انواع مختلف پرندگان به انتهای حروف متصل می شوند.
در این نقوش در انتهای بالایی و پایینی حروف انواع گوناگون سرهای حیوانی را حمل می کنند. این نقوش تزیینی نیز در زمینه ای از حلقه ها و طومارهای اسلیمی قرار می گیرند. (44)
انواع دیگری از نقوش حاصل ترکیب اسلیمی ها و نقوش انتزاعی جانورسان می باشند. این نقوش مرکب را می توان به سه دسته تقسیم بندی نمود:
حالت اول شامل جانوری به شکل اسلیمی است در حالی که چهره ها شدیداً به صورت اسلیمی و چکیده نگاری شده می باشند.
حالت دوم مشتمل بر نگاره های جانوری در ترکیب با طرح اسلیمی است
حالت سوم شامل تصاویر انسانی است که در زمینه ای از اسلیمی ها قرار گرفته اند. (45)
در ادامه به مطالعه این نقوش و مباحث تاریخی رشد و تحول آنها در سه دوره شاخص هنر فلزکاری ایران در دوره اسلامی تا حمله مغول می پردازیم. این امر از طریق بررسی نقش مایه ها و تزیینات موجود در چند اثر برگزیده که مربوط به هر دوره می باشد، محقق می گردد.

هنر فلزکاری و تزیین: زبان و بیان

بررسی سیر تحول هنر فلزکاری بیانگر این واقعیت است که هنرمندان و صنعتگران ایرانی پیوسته از زبان پر رمز و راز و نمادین تزیین برای بیان درون آهنگین و روح بلند و پر احساس خود بهره جسته و بدین وسیله در طول تاریخ هزارساله این مرز و بوم که با نشیب و فراز و حوادث بسیار همراه بوده است، حضور و وجود گهربار هنر ایرانی را به گونه ای مداوم و جاودانه بر پهنه تمدن جهانی ثبت نموده اند. ایرانیان با داشتن سنت های غنی و صور باشکوه تزیینی و نیز برخورداری از نوعی جهان بینی و اعتقاد مذهبی با ریشه های مستحکم در اعصار کهن، اسلام را با آغوش باز پذیرفتند؛ از این رو یکی از مهم ترین دلایلی که باعث می شود تزیینات اسلامی- چه از لحاظ عملکرد و چه معنا- به گونه ای لذت بخش جلوه گری نمایند، اهمیت آنها به عنوان یک نماد دینی است. معنای نهفته در جزییات و تزیینات و نیز کاربرد الگوهای معین به صورت نقوش نشانگر نوعی ارتباط ویژه و یگانه میان هنر تزیینی و عقاید مذهبی از دیدگاه جهان بینی اسلامی است.
بدین ترتیب، صنعتگران مسلمان ایرانی در امتداد سنت های کهن متحول گشتند و در این تحول برخاسته از تزکیه روح و جان، طیف وسیعی از نقوش تزیینی را برای آرایش وپیرایش و زیبا نمودن آثار هنری خود برگزیدند. امام محمدغزالی، عارف و دانشمند ایرانی (قرن ششم ه-ق) می گوید: اثر زیبای یک نویسنده، سروده و شعر زیبای یک شاعر، نقاشی زیبای یک نقاش یا بنای یک معمار زیبایی درونی این انسان ها را آشکار می سازد. بدین ترتیب غزالی میان زیبایی درون و زیبایی برون نوعی تمایز ظریف قایل می گردد. وی نقطه نظر خود را چنین بیان می دارد: زیبایی شکل بیرونی که با چشم جسمانی دیده می شود حتی توسط کودکان و حیوانات نیز قابل تجربه کردن است... در حالی که زیبایی شکل درونی تنها با چشم دل و نور بصیرت درونی خود انسان قابل ادراک است. از این گفته ها درمی یابیم که یک اثر هنری بازتاب زیبایی درونی هنرمند است. بدین ترتیب، روح اسلام و ادراک عرفانی، هنرمند مسلمان را به سوی کار در فضای تزیین رهنمون ساخت چرا که هنر اسلامیهنری است اساساً تزیینی تا تصویری، با وجودی که هنرمندان در تزیین اشیای روزمره از نقوش پیکره ای و تصویری نیز استفاده کرده اند.

هنر فلزکاری، هنر سنتی و هنرمند سنتی

از دیرباز هنر فلزکاری به عنوان یکی از شاخه های اصلی هنرهای دستی ایران به حیات خود ادامه داده است. رمز این استمرار و ماندگاری در چه رازی نهفته است؟ محققان و متفکران هنر اسلامی بر این اعتقادند که رمز این ماندگاری در زبانی نهفته است که هنرمندان مسلمان ایرانی به منظور بیان و آفرینش هنرمندانه خود بدان سخن می رانند. این زبان کدام است و سرچشمه آن در کجا است؟
این زبانی است که قرن ها در عرصه پهناور ایران زمین و در قرون متمادی از کاربردی وسیع در هنرهای ایرانی برخوردار بوده است. سرزمینی که مردمان آن به یگانگی خداوند و وجود آنها ریشه دوانیده بود. این زبان بعدها با گرویدن ایرانیان به دین پیامبر(ص) متحول گشت، اما ریشه های آن محفوظ ماند.
دانشمندان اسلامی و سنت گرایان معاصر معتقدند که این زبان در سنت و نیز در جامعه ای ریشه دوانیده که همواره اصول و قوانین سنتی در آن حکمفرما بوده اند. در اینجا سنت نه به معنای آداب و رسومی است که در طول زمان و در مکان های مختلف دستخوش تحول می گردد، بلکه سنت (Tradition) به معنای علم قدسی یا نور ازلی و حقیقت دین است... این حقیقت اولیه را که به تدریج و بر اثر حوادث روزگار در زیر ابرهای سیاه انحراف پنهان شده می توان و باید از راه سیر معنوی یا رازآموزی و درک معنی رمزهایی که جلوه گاه این حقیقت است، شناخت.
پروفسور نصر معتقد است سنت هیچ گاه نظامی بسته نیست، بلکه واقعیتی زنده است. سنت یک جهان بینی و مجموعه ای از آموزه هاست که به سمت امر نامتناهی گشوده می شود و ذهن را هم بدان سو سیر می دهد. سنتی که ماهیتی تاریخی و جاویدان دارد و آن را نباید معادل یک دوره خاص دانست، هر چند به کارگیری گسترده اصول آن را در زمان ها و مکان های خاصی باید جست و نه در هر جا و زمانی. از این رو، هنر سنتی در جامعه سنتی شکل گرفته و تداوم و بقا می یابد. در تمدنی که سنتی توصیف می شود، هیچ چیز خارج از قلمرو سنت قرار نمی گیرد... حتی در مواردی هم که قانون جامع مستقیماً برگرفته از وحی نیست، سنت مبدأ قانون حاکم بر آن جامعه است.
حال از این دیدگاه هنر چیست و هنر سنتی کدام است؟ پروفسور نصر هنرها را یکی از مهم ترین و سر راست ترین تجلیات اصول سنت می داند، چرا که معتقد است انسان در میان صور زندگی می کند و برای گرایش سوی متعالی باید با صوری احاطه شود که مثل متعالی را پژواک می دهند. وی سپس هنر سنتی را چنین تعریف می کند: هنر سنتی، به عمیق ترین معنای کلمه عملی (=کارکردی) است، یعنی برای کاربردی معین خلق شده است، خواه این کاربرد پرستش خداوند در یک عمل عبادی باشد خواه تناول یک وعده طعام. بنابراین چنین هنری فایده گرانه است، اما نه به معنای محدود فایده که تنها فایده انسان خاکی از آن مدنظر باشد. فایده آن، به انسان خلیفه الله مربوط می شود. در نظر او زیبایی یکی از جوانب زندگی و همان قدر اجتناب ناپذیر است، که خانه ای که در فصل سرمای زمستان جان پناه اوست... در هنر سنتی آمیزه ای از زیبایی و فایده وجود دارد که هر موضوع هنر سنتی را به چیزی که در آن واحد زیبا و سودمند است، مبدل می سازد. البته مشروط به اینکه به یک تمدن سنتی بالنده که در مرحله زوال و انحطاط نیست، تعلق داشته باشد.
از این رهگذر، تنها انسانی می تواند اثری زیبا بیافریند که روش به فعل درآوردن امری معنوی را بداند چرا که زیبا و منعکس کننده کیفیت خداوند است. این انسان کسی نیست جز هنرمندی که در یک جامعه سنتی رشد نموده و پس از آداب تشرف که کیفیتی محرمانه دارد، بنای فراگیری روش و نیز روح صنعت را گذارده که هر دو مشترکاً مبنایی کیمیایی دارند. اما هنرمند سنتی کیست و چگونه به مقام آفرینش هنری دست می یابد؟ نصر معتقد است که انسان خلیفه الله یا سنتی است که هنر سنتی را پدید می آورد.

هنر فلزکاری و تحول تاریخی: دوره اسلامی تا حمله مغول

فلزکاری یکی از مهم ترین هنرهای سنتی ایران زمین به شمار می رود.
وجود منابع سرشار فلزی چون مس، مفرغ، قلع، سرب و آهن باعث شد تا ایرانیان از دیرباز اشیا و لوازم مورد نیاز خود را با شکل دادن به فلزات مهیا سازند. در مشرق زمین همیشه به فلزکاری توجه خاصی داشته اند. فلز در دنیایی که بسیار مورد نهب و ویرانی قرار می گرفته از جهت دوام قابل اطمینان بود، اما شیشه و سفال را که به آسانی می شکست در روزگار پیشین نمی توانسته اند به خوبی مرمت کنند. مفرغ گرانبها بود و گاهی با طلا و نقره رقابت می کرد و دوامش از هر دو بیشتر بود. بعدها رسم و عادت نیز موجب رواج آن شد و مهارت فلزکاران که در طی قرن ها تکمیل شده بود، احتیاجات هنری جامعه را در همه ادوار تأمین می کرد.(1)

هنر فلزکاری ایران در دوره اسلامی در امتداد سنت های هنر پیش از اسلام شکل گرفت و در طول چند قرن مبدل به یکی از برجسته ترین و ماندگارترین هنرها در جهان اسلام شد. این هنر سنتی در عین پیروی از قواعد کلی حاکم بر هنرهای اسلامی، روح هنر ایرانی را که مبتنی بر نقش و تزیین ایرانی است در خود محفوظ داشته است.

زبان و بیان در هنر فلزکاری ایرانی

فرهنگ و هنر ایران در گسترش دین مبین اسلام در همان سال‌های اولیه ورود دین مبین به سرزمین آریایی، نقش به‌سزایی را ایفا می‌کند. وجود هنرمندان زبردست در گونه‌های مختلف هنری و تلفیق آموزه‌های اسلامی با نقش و نگار خلق شده به دست آنان، باعث شد تا اسلام از طریق آثار هنری به دیگر فرهنگ‌ها و مناطق دنیا سفر کند.

 

هنر فلزکاری از جمله هنرهای دستی در ایران است که با ورود اسلام، نقش و نگار کنده شده بر روی آن دچار تغییرات بسیاری شد.کلاه‌خود‌ها و شمشیرها و ظروف ساخته شده و آثار هنری، توسط بازرگانان خریداری و وسیله‌ای شدند تا پیام اسلام به جای‌جای گیتی برسد. از دیگر سو چهره‌ها و اشکال انسانی و حیوانی بر روی آثار هنری فلزکاری در کنار نقوش و خطوط اسلامی منجر به خلق اشکالی منحصر به فرد شدند. «کتاب ماه هنر» وابسته به خانه کتاب ایران و به سردبیری دکتر محمد خزائلی از جمله نشریاتی است که به انتشار مقالات و مطالب پیرامون هنرهای دستی ایرانی و اسلامی مشغول است. در شماره 165 این نشریه مطلبی با عنوان « زبان و بیان در هنر فلز کاری ایران » به قلم «محمدخزایی» و«بهار موسوی حجازی» منتشر شده که بررسی هنرفلزکاری در ایران از دوره‌ی اسلامی به بعد و نیز به تحلیل و واکاوی انواع نقوش آثار فلزکاری ایرانی می‌پردازد. این نوشتار را با هم مرور می‌کنیم :

 

هنر فلزکاری ایران که یکی از مهم ترین هنرهای سنتی ایران زمین به شمار می رود، در دوره اسلامی به مانند سایر هنرها در امتداد سنت های هنری پیش از اسلام شکل گرفت و در طول چند قرن به یکی از برجسته ترین و ماندگارترین هنرها در جهان اسلام تبدیل شد.

این هنر سنتی در عین پیروی از قواعد کلی حاکم بر هنرهای اسلامی، روح هنر ایرانی را که مبتنی بر نقش و تزیین ایرانی است، در خود محفوظ داشته است. چرا که هنرمندان و صنعتگران ایرانی پیوسته از زبان پر رمز و راز و نمادین تزیین برای بیان درون آهنگین و روح بلند و پر احساس خود بهره جسته و در طول تاریخ هزارساله این مرز و بوم حضور و وجود گهربار هنر ایرانی را به گونه ای مداوم و جاودانه بر پهنه تمدن جهانی ثبت نموده اند؛ و این همان دلیل ماندگاری و عظمت هنر فلزکاری ایران در طول اعصار و قرون متمادی است.