نحوه توليد
مطالعه نقوش و تزیینات اشیای فلزی به جا مانده از دوران های مختلف هنر اسلامی مبین طیف گسترده ای از موض
مطالعه نقوش و تزیینات اشیای فلزی به جا مانده از دوران های مختلف هنر اسلامیمبین طیف گسترده ای از موضوعات تزیینی است که می توان آنها را در گروه های زیر دسته بندی نمود:
نقوش اسلیمی (گیاهی)
نقوش هندسی
نقوش کتیبه ای (خوشنویسی) نقوش پیکره ای (تصاویر انسانی وجانوری) نقوش نمادین (منطقه البروج و نمادهای کیهانی) نقوش مرکب
نقوش اسلیمی:
نقوش هندسی:
بدین ترتیب اصول و تناسبات هندسه چه در خلق نقوش هندسی که خود به صور مختلف در تزیین اشیا به کار رفته اند و چه در خلق ساختارهای زیربنایی و پایه های که محمل طرح های پیچیده اسلیمی و سایر نقوش انتزاعی می باشند، از یک نقش اساسی در آفرینش فضای بی همتای تزیینی برخوردارند. هنرمندان یا پیشه وران اسلامی که به کار تزیینات هندسی می پرداختند... دایره ای را که اساس کار خویش قرار می دادند و بر آن مبنا تزیینات خود را می نگاشتند، محو می کردند. این دایره مجازی انگاشته شده و نهانی باعث می شود خطوط راست چون شعله دوایری نامریی جلوه کنند و از آن جهان بلورها و تکه های برف و جهان پر لذت دور دست پر ستاره نمایان گردد.(28) از این رو از دیدگاه یک هنرمند مسلمان یا هنرمندی در جهان اسلام، یا پیشه وری که بر آن بود تا سطحی را تزیین کند، پیچاپیچی هندسی بی گمان عقلانی ترین راه شمرده می شد.
نقوش کتیبه ای:
دلنشینی خط عربی وابسته است به شیوه ای که در آن خطاها به گونه ای آشکار با روانی کلی ترکیب می شوند و ادامه می یابند... عربی در سطر افقی از راست به چپ نوشته می شود که راست همانا پهنه کار و کوشش باشد و چپ جای دل و بدین گونه سیری است از بیرون به درون. سطرهای پی در پی متن را می توان با پودهای یک تکه پارچه همانند دانست... (چرا) در بافندگی دوران های کهن تارها عمود بودند و پودها افقی. آنها را با حرکت مرتب دوک به چپ و راست احاطه کرده و ثابت نگاه می داشتند و بدین گونه گذشت روزها و ماه ها و سال ها به یاد می آید که ثبات تارها را می توان با سکون محور قطبی زمین همانند گرفت... در نویسندگی هم مانند بافندگی حرکت افقی و موجی همانند گردیدن و شدن و تکوین است که بر خط های تصوری عمودی که همانا بعد وجودی یا جوهر ثابت حیاتند نگاشته می شود... پس خط های عمودی پنداری جوهر هستی را استوار نگاه می دارند و خط های افقی مایه کثرت می شوند.(31)
ایرانیان نیز با ابداع شیوه ای زیبا و پر انحنا به نگاشتن زبان فارسی با دست خط عربی می پرداختند، به گونه ای که در این زمینه گوی پیشی را ربوده و در به کار بردن خط کوفی و سایر خطوط کمال استادی را داشته اند و آنها را با بهترین و زیباترین شکلی نوشته اند و وضع تزیینی بسیار زیبایی به آنها داده اند. (32) کتیبه نویسی کوفی از سبک های مختلفی برخوردار است که انواع آن عبارتند از:
کوفی ساده (Simple Kufic)،
کوفی بنایی(Angular Kufic)،
کوفی موشح(Plaited Kufic)،
کوفی معقد (Knotted Jufic)،
کوفی مشبک(Interlaced Jufic)،
کوفی معشق (Interwined Kufic)،
کوفی مصور(Animated Kufic)،
کوفی مورق (Foliated Kufic)،
کوفی گلدار(Floriated Kufic)
بدین ترتیب، تحول کتیبه نگارانه خط کوفی- چه به صورت مجزا و چه در ترکیب با اسلیمی ها- که در ابتدا از نوعی کاربرد اطلاع رسانی برخوردار بود، به حدی رسید که موجب شد این نقش مایه ها صرفاً به نقوش تزیینی مبدل گردند.
نقوش پیکره ای:
کاربرد انتزاعی نقوش پیکره ای (انسانی و جانوری) در هنرهای تزئینی ایران از یک پیشینه تاریخی برخوردار است. هنرمندان ایرانی از عهد باستان به ترسیم پیکره انسان و تصاویر حیوانات به صورت چکیده نگاری و ساده شده (استیلیزه) و بدون ذکر جزییات می پرداختند. نقوش مهمی در هنر تزیینی ایران ایفا می کنند. این نقوش هم به عنوان موضوع اصلی و هم به عنوان بخشی از زمینه به کار می رفتند. حیوانات ترسیم شده عبارت بودند از شیرها، پلنگ ها، بزهای کوهی و آهوان، عقاب ها و پرندگان آبی درازپا. (33) اما یکی از مهم ترین نقوش مورد علاقه هنرمندان ساسانی به تصویر کشیدن صحنه های شکار بود که در آنها از نقوش حیوانات به ویژه پرندگان نیز به کرات استفاده می شد.
گروه دیگری از نقوش جانوری مربوط می شد به نقوش جانوران خیالی چون اژدها، ابوالهول، شیردال، عفریته پرنده وش (Harpy) یا موجود افسانه ای عفریت صفت با چهره و تنه زن، و دم و پا و چنگال پرنده (34) و ققنوس (Pheonix) یا مرغ افسانه ای بسیار زیبا که در پایان عمری چند صد ساله خود را می سوخت و از خاکستر جسدش دوباره مرغی جوان تولد می یافت. (35) سیمرغ یا سین مرو (Senmurv) از دیگر موجودات تزیینی و در امتداد سنت ساسانی اما به گونه ای انتزاعی و ساده شده در دوره اسلامی کاربرد می یابد. این موجود که ترکیبی است از پرنده و سگ یا شیر، به صور مختلف و در طرح های گوناگون بر روی ظروف فلزی به ویژه در اوایل دوره اسلامی نقش بسته است. (شکل 1)
شکل1- سینی نقره و بخشی ازآن طلاکوب؛ سیمرغ و گل محصور در نقوش هندسی؛ قرن سوم و چهارم هجری. قطر 36 سانتی متر موزه هنرهای اسلامی برلین (دالم).
از جمله موجودات افسانه ای که در متون زردشتی آمده است، پرنده ای افسانه ای به نام سئین (سیمرغ) است؛ یک باز بزرگ که اهمیتی ویژه دارد . او بر فراز درخت همه تخمه لانه دارد، و با بر هم زدن بال های خود بذرها را می پراکند. سپس این بذرها به وسیله باران و باد، در سراسر زمین توزیع می شوند. (36)
مطالعه تصویر انسانی به کار رفته بر رویه اشیای فلزی مبین این امر است که بیشتر تصایور انسانی که در تزیینات فنی ایرانی به کار رفته است، جنبه ای از حیات درباری را نشان می دهد. مثلاً گاهی تصویر امیر یا سلطان یا شاهزاده ای است که بر تخت نشسته و عده ای از درباریان و خواص و ندیمان از قبیل سازنده و نوازنده و پهلوانان دور او را گرفته اند و خود جامی در دست دارد و مهیای نوشیدن آن است یا همان امیر را خاصگان خود در شکار یا در میدان جنگ یا در چوگان بازی و غیره کشیده اند.
نقوش نمادین:
شکل 2- سینی، آب نقره کاری شده، بزم شاهانه، نقش برجسته به سبک ساسانی، طبرستان، قرن هفتم و هشتم میلادی. قطر 7 /19 سانتی متر. موزه بریتانیا، لندن (British Museum)
علائم منطقه البروج (39)
1- برج حمل: نخستین برج از بروج دوازده گانه به صورت (قوچی) حالت نیم خیز
2- برج ثور: نقش گاوی ایستاده
3- برج جوزا: پیکره انسانی با دو سر در حالت نشسته چهار زانو
4- برج سرطان: تصویر خرچنگ
5- برج اسد: طرح شیری با خورشیدی نیمه پیدا بر پشت
6- برج سنبله: طرح فردی نشسته، همراه با خوشه های گندم و قسمت دیگر آن، نیمی از صورتی با تداعی خورشید
7- برج میزان: به صورت فردی نشسته با ترازویی در بالای سر
8- برج عقرب: دو عقرب به صورت سر و ته
9- برج قوس: ترکیبی از بالا تنه آدمی کمان به دست با نیمی از بدن حیوان چهار پا و دمی به صورت سر اژدها
10- برج جدی: نقش برغاله با دو پا در حالت نیم خیز
11- برج دلو: فردی نشسته، با طنابی در دست در حال کشیدن سطل آبی از چاه
12- برج حوت: دو ماهی به صورت سر و ته و متصل به یکدیگر از ناحیه دم
نمادهای به کار رفته به عنوان بروج یا صور فلکی به شکل حیوان (شیر و گاو نر و ماهی) یا انسان می باشند و به دلیل همین جذابیت، مورد استفاده هنرمندان در تزیین اشیای سفالی و فلزی قرار گرفته اند. هدف هنرمندان از کاربرد این نقوش علاوه بر زیبا نمودن اشیای کاربردی، به ارمغان آوردن پخت و اقبال نیکو برای صاحب آن شی بوده است.
نقش خورشید نیز از نقوش نمادین بسیار متداول در هنر فلزکاری به شمار می رود که به صورت انتزاعی یا در شکل نشسته بر رویه اشیا نقش می بندد. به نظر می رسد نقوش خورشید یا ترنج های شمسه ای شکل که غالباً با نقوش اسلیمی تزیین می شوند، دارای معانی متعددی بوده و اغلب نماد وحدت مرکزی خداوند یا نور ملکوتی حضرت حق می باشند.
نقوش مرکب:
- حالت اول شامل نگاره هایی است که به صورت اسلیمی با چکیده نگاری قوی طراحی شده اند. در این حالت تنها نقوش اسلیمی تغییر شکل می یابند.
- حالت دوم به گونه ای است که یا نقوش با طرح اسلیمی ترکیب می شوند یا نقش اسلیمی به عنوان زمینه کار مطرح می گردد. (41)
یکی از مهم ترین نقوش مرکب خط کوفی با نقوش اسلیمی و گیاهی پدید می آیند. در حقیقت، انواع خطوط کوفی چون مورق (برگدار)، کوفی مزهر (گلدار)، کوفی هندسی و خط تصویری در عین برخورداری از شاخصه قوی خوشنویسی، به گروه نقوش مرکب تعلق دارند. کوفی مورق صورتی است که در آن غنچه های اسلیمی از حروف رشد کرده یا از لبه بالایی نوار نوشته شده ایجاد می گردد. تزیینات انتهای حروف که شامل یک یا دو برگ اسلیمی به شکل متقارن است، گاه حالت دو شاخه می یابد. (42)
رشد و تحول عناصر تزیینی استمرار می یابد تا خط کوفی گلدار ایجاد می گردد. در کوفی گلدار علاوه بر تزیینات پیشین، پیچ ها و طومارهای اسلیمی به نقش اضافه می شوند. در متحول ترین اشکال این تزیین، فضاهای خالی مابین حروف توسط حلقه ها و طومارهای اسلیمی پر شده در حالی که به صورت پیوسته به یگدیگر از پایان حروف رشد می کنند، در این حالت محورها و نوارهای افقی خط به یکدیگر بافته شده و با برگدار شدن حروف نقوش به صورت حلقه ها و طومارهای گلدار شکوفا می گردند... کوفی گلدار یکی از جذاب ترین و تزیینی ترین نوع خط عربی و کتیبه نگاری به شمار می رود. (43)
نمونه دیگری از نقوش مرکب شامل نقش مایه ها و الگوهای هندسی در ترکیب با نقوش اسلیمی می باشند. در این حالت حروف به صورت اشکال هندسی طراحی شده و خطوط کوفی موشح، مشبک و بنایی را پدید می آورد. در حالت پیچیده تر عناصر جدید هندسی به صورت بافته، گره خورده و درهم تابیده در محور عمودی بعضی از حروف ظاهر می گردند. در اینجا انتهای آزاد بعضی از حروف با برگ های اسلیمی تزیین می گردند.
خط تصویری نوع دیگری از نقوش مرکبی است که از ترکیب خط با صور جانوری یا انسانی ایجاد می شود. در این نوع تزیین کل حروف یا بخشی از آن دارای حالت انسانی یا حیوانی است. از این رو گونه های مختلفی از نقوش ترکیبی شکل می گیرند:
- در حالت اول، کل حرف تبدیل به پرنده شده یا انتهای نوارها و خطوط عمودی حروف به صورت سر پرنده ظاهر می گردد،
- در حالت دوم، سرهای انسانی به عناصر بالایی حروف متصل می شوند.
- در حالت سوم، سرهای موجودات خیالی و نیز سرهای انواع مختلف پرندگان به انتهای حروف متصل می شوند.
در این نقوش در انتهای بالایی و پایینی حروف انواع گوناگون سرهای حیوانی را حمل می کنند. این نقوش تزیینی نیز در زمینه ای از حلقه ها و طومارهای اسلیمی قرار می گیرند. (44)
انواع دیگری از نقوش حاصل ترکیب اسلیمی ها و نقوش انتزاعی جانورسان می باشند. این نقوش مرکب را می توان به سه دسته تقسیم بندی نمود:
حالت اول شامل جانوری به شکل اسلیمی است در حالی که چهره ها شدیداً به صورت اسلیمی و چکیده نگاری شده می باشند.
حالت دوم مشتمل بر نگاره های جانوری در ترکیب با طرح اسلیمی است
حالت سوم شامل تصاویر انسانی است که در زمینه ای از اسلیمی ها قرار گرفته اند. (45)
در ادامه به مطالعه این نقوش و مباحث تاریخی رشد و تحول آنها در سه دوره شاخص هنر فلزکاری ایران در دوره اسلامی تا حمله مغول می پردازیم. این امر از طریق بررسی نقش مایه ها و تزیینات موجود در چند اثر برگزیده که مربوط به هر دوره می باشد، محقق می گردد.
هنر فلزکاری و تزیین: زبان و بیان
بدین ترتیب، صنعتگران مسلمان ایرانی در امتداد سنت های کهن متحول گشتند و در این تحول برخاسته از تزکیه روح و جان، طیف وسیعی از نقوش تزیینی را برای آرایش وپیرایش و زیبا نمودن آثار هنری خود برگزیدند. امام محمدغزالی، عارف و دانشمند ایرانی (قرن ششم ه-ق) می گوید: اثر زیبای یک نویسنده، سروده و شعر زیبای یک شاعر، نقاشی زیبای یک نقاش یا بنای یک معمار زیبایی درونی این انسان ها را آشکار می سازد. بدین ترتیب غزالی میان زیبایی درون و زیبایی برون نوعی تمایز ظریف قایل می گردد. وی نقطه نظر خود را چنین بیان می دارد: زیبایی شکل بیرونی که با چشم جسمانی دیده می شود حتی توسط کودکان و حیوانات نیز قابل تجربه کردن است... در حالی که زیبایی شکل درونی تنها با چشم دل و نور بصیرت درونی خود انسان قابل ادراک است. از این گفته ها درمی یابیم که یک اثر هنری بازتاب زیبایی درونی هنرمند است. بدین ترتیب، روح اسلام و ادراک عرفانی، هنرمند مسلمان را به سوی کار در فضای تزیین رهنمون ساخت چرا که هنر اسلامیهنری است اساساً تزیینی تا تصویری، با وجودی که هنرمندان در تزیین اشیای روزمره از نقوش پیکره ای و تصویری نیز استفاده کرده اند.
هنر فلزکاری، هنر سنتی و هنرمند سنتی
این زبانی است که قرن ها در عرصه پهناور ایران زمین و در قرون متمادی از کاربردی وسیع در هنرهای ایرانی برخوردار بوده است. سرزمینی که مردمان آن به یگانگی خداوند و وجود آنها ریشه دوانیده بود. این زبان بعدها با گرویدن ایرانیان به دین پیامبر(ص) متحول گشت، اما ریشه های آن محفوظ ماند.
دانشمندان اسلامی و سنت گرایان معاصر معتقدند که این زبان در سنت و نیز در جامعه ای ریشه دوانیده که همواره اصول و قوانین سنتی در آن حکمفرما بوده اند. در اینجا سنت نه به معنای آداب و رسومی است که در طول زمان و در مکان های مختلف دستخوش تحول می گردد، بلکه سنت (Tradition) به معنای علم قدسی یا نور ازلی و حقیقت دین است... این حقیقت اولیه را که به تدریج و بر اثر حوادث روزگار در زیر ابرهای سیاه انحراف پنهان شده می توان و باید از راه سیر معنوی یا رازآموزی و درک معنی رمزهایی که جلوه گاه این حقیقت است، شناخت.
پروفسور نصر معتقد است سنت هیچ گاه نظامی بسته نیست، بلکه واقعیتی زنده است. سنت یک جهان بینی و مجموعه ای از آموزه هاست که به سمت امر نامتناهی گشوده می شود و ذهن را هم بدان سو سیر می دهد. سنتی که ماهیتی تاریخی و جاویدان دارد و آن را نباید معادل یک دوره خاص دانست، هر چند به کارگیری گسترده اصول آن را در زمان ها و مکان های خاصی باید جست و نه در هر جا و زمانی. از این رو، هنر سنتی در جامعه سنتی شکل گرفته و تداوم و بقا می یابد. در تمدنی که سنتی توصیف می شود، هیچ چیز خارج از قلمرو سنت قرار نمی گیرد... حتی در مواردی هم که قانون جامع مستقیماً برگرفته از وحی نیست، سنت مبدأ قانون حاکم بر آن جامعه است.
حال از این دیدگاه هنر چیست و هنر سنتی کدام است؟ پروفسور نصر هنرها را یکی از مهم ترین و سر راست ترین تجلیات اصول سنت می داند، چرا که معتقد است انسان در میان صور زندگی می کند و برای گرایش سوی متعالی باید با صوری احاطه شود که مثل متعالی را پژواک می دهند. وی سپس هنر سنتی را چنین تعریف می کند: هنر سنتی، به عمیق ترین معنای کلمه عملی (=کارکردی) است، یعنی برای کاربردی معین خلق شده است، خواه این کاربرد پرستش خداوند در یک عمل عبادی باشد خواه تناول یک وعده طعام. بنابراین چنین هنری فایده گرانه است، اما نه به معنای محدود فایده که تنها فایده انسان خاکی از آن مدنظر باشد. فایده آن، به انسان خلیفه الله مربوط می شود. در نظر او زیبایی یکی از جوانب زندگی و همان قدر اجتناب ناپذیر است، که خانه ای که در فصل سرمای زمستان جان پناه اوست... در هنر سنتی آمیزه ای از زیبایی و فایده وجود دارد که هر موضوع هنر سنتی را به چیزی که در آن واحد زیبا و سودمند است، مبدل می سازد. البته مشروط به اینکه به یک تمدن سنتی بالنده که در مرحله زوال و انحطاط نیست، تعلق داشته باشد.
از این رهگذر، تنها انسانی می تواند اثری زیبا بیافریند که روش به فعل درآوردن امری معنوی را بداند چرا که زیبا و منعکس کننده کیفیت خداوند است. این انسان کسی نیست جز هنرمندی که در یک جامعه سنتی رشد نموده و پس از آداب تشرف که کیفیتی محرمانه دارد، بنای فراگیری روش و نیز روح صنعت را گذارده که هر دو مشترکاً مبنایی کیمیایی دارند. اما هنرمند سنتی کیست و چگونه به مقام آفرینش هنری دست می یابد؟ نصر معتقد است که انسان خلیفه الله یا سنتی است که هنر سنتی را پدید می آورد.
هنر فلزکاری و تحول تاریخی: دوره اسلامی تا حمله مغول
وجود منابع سرشار فلزی چون مس، مفرغ، قلع، سرب و آهن باعث شد تا ایرانیان از دیرباز اشیا و لوازم مورد نیاز خود را با شکل دادن به فلزات مهیا سازند. در مشرق زمین همیشه به فلزکاری توجه خاصی داشته اند. فلز در دنیایی که بسیار مورد نهب و ویرانی قرار می گرفته از جهت دوام قابل اطمینان بود، اما شیشه و سفال را که به آسانی می شکست در روزگار پیشین نمی توانسته اند به خوبی مرمت کنند. مفرغ گرانبها بود و گاهی با طلا و نقره رقابت می کرد و دوامش از هر دو بیشتر بود. بعدها رسم و عادت نیز موجب رواج آن شد و مهارت فلزکاران که در طی قرن ها تکمیل شده بود، احتیاجات هنری جامعه را در همه ادوار تأمین می کرد.(1)
هنر فلزکاری ایران در دوره اسلامی در امتداد سنت های هنر پیش از اسلام شکل گرفت و در طول چند قرن مبدل به یکی از برجسته ترین و ماندگارترین هنرها در جهان اسلام شد. این هنر سنتی در عین پیروی از قواعد کلی حاکم بر هنرهای اسلامی، روح هنر ایرانی را که مبتنی بر نقش و تزیین ایرانی است در خود محفوظ داشته است.
زبان و بیان در هنر فلزکاری ایرانی
هنر فلزکاری از جمله هنرهای دستی در ایران است که با ورود اسلام، نقش و نگار کنده شده بر روی آن دچار تغییرات بسیاری شد.کلاهخودها و شمشیرها و ظروف ساخته شده و آثار هنری، توسط بازرگانان خریداری و وسیلهای شدند تا پیام اسلام به جایجای گیتی برسد. از دیگر سو چهرهها و اشکال انسانی و حیوانی بر روی آثار هنری فلزکاری در کنار نقوش و خطوط اسلامی منجر به خلق اشکالی منحصر به فرد شدند. «کتاب ماه هنر» وابسته به خانه کتاب ایران و به سردبیری دکتر محمد خزائلی از جمله نشریاتی است که به انتشار مقالات و مطالب پیرامون هنرهای دستی ایرانی و اسلامی مشغول است. در شماره 165 این نشریه مطلبی با عنوان « زبان و بیان در هنر فلز کاری ایران » به قلم «محمدخزایی» و«بهار موسوی حجازی» منتشر شده که بررسی هنرفلزکاری در ایران از دورهی اسلامی به بعد و نیز به تحلیل و واکاوی انواع نقوش آثار فلزکاری ایرانی میپردازد. این نوشتار را با هم مرور میکنیم :
هنر فلزکاری ایران که یکی از مهم ترین هنرهای سنتی ایران زمین به شمار می رود، در دوره اسلامی به مانند سایر هنرها در امتداد سنت های هنری پیش از اسلام شکل گرفت و در طول چند قرن به یکی از برجسته ترین و ماندگارترین هنرها در جهان اسلام تبدیل شد.
این هنر سنتی در عین پیروی از قواعد کلی حاکم بر هنرهای اسلامی، روح هنر ایرانی را که مبتنی بر نقش و تزیین ایرانی است، در خود محفوظ داشته است. چرا که هنرمندان و صنعتگران ایرانی پیوسته از زبان پر رمز و راز و نمادین تزیین برای بیان درون آهنگین و روح بلند و پر احساس خود بهره جسته و در طول تاریخ هزارساله این مرز و بوم حضور و وجود گهربار هنر ایرانی را به گونه ای مداوم و جاودانه بر پهنه تمدن جهانی ثبت نموده اند؛ و این همان دلیل ماندگاری و عظمت هنر فلزکاری ایران در طول اعصار و قرون متمادی است.
